خرید بک لینک
پيام بدم به مامان آتوسا و مامان پارميدا و با معلمشون هماهنگ كنم

ناهار كيانا و مقواي بزرگ و تكليف كيانا

بطري آب يخ زده درست كنم و جاهاي مختلف كلاس بذاريم و بطري آب بخرم

جايزه تهيه كنم

روزنامه ديواري ، مقوا و برگه ها را بچسبونم تم روزنامه ديواري و متن كنفرانس دختر را پيدا كردم

فلاسك آب بابا را بگيرم و آدامس اكشن دختر را

پسر را ببرم دكتر صبحي و دارو بگيرم

خونه را مرتب كنم ، ناهار دختر را آماده كنم و امروز باله نره بهتره و پسر صبحانه بخوره و آب ميوه بگيرم

برچسب: نویسنده: علی حسینی تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 19:37

ساعت دو و بيست و پنج دقيقه و دختر گفت خانم برگه دفتر را كنده و برده پيش آقاي مدير و تكاليف روز چهارشنبه را همه رو انجام داده و روش تدريس بلد نيستي و با زور تكاليف داري بچه ها رو راه ميندازي الان دوره

برچسب: نویسنده: علی حسینی تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 19:37

امروز تازه فهميدم چرا پسر اصرار داشت خودش بره دكتر و من نفهميدم و حتما با نگار قرار داشته و خواب ديدم همسر قيافه اش هم يادم هست و چقدر تو خواب دردسر كشيدم و كنفرانس دختر و كادو كردن جايزه و رفتن پي

برچسب: نویسنده: علی حسینی تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 19:37

آزمون آنلاين دختر و آزمون مبتكران و كلاس فيزيك و پول مسعودي كنفرانس دختر تمام شد و منبع را به موقع پيدا كردم و آدمك يخي آدم برفي و آدمك يخي خرگوش درست كردم و لباس هاي دختر را اتو زدم و تغذيه گذاشتم

برچسب: نویسنده: علی حسینی تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 19:37

ديشب همسر با يك بادكنك قلب اومد خونه و خبر نداشت ولنتاينه و دوستش پيشنهاد داده بود كه بادكنك را بخره و اولش من تعجب كرده بودم كه اينو كي بهش داده و قبض تلفنم داده شد و پرينت مسعودي را برايم بريزد و عب

برچسب: نویسنده: علی حسینی تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 19:37

پسر گوشي موبايلش خاموشه و نشد بهش خبر بدم خودش بياد و آموزشگاه هم كسي تلفن رو بر نداشت و نمي دونم بايد چه كنم و خونه جاروبرقي اش مانده و ميوه آماده كنم و ناهار هم دارم و دستمال بكشم و لباس ها رو تا كن

برچسب: نویسنده: علی حسینی تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 19:37

پسر را بردم آزمون مبتکران بدهد و به همسر زنگ زدم تقصیر تو هست که وظیفه تو می افته گردن من و من باید جور نبود تو را بکشم و الان دختر رنگ زد و دنبال پسر بروم و آزمون گزینه دو هست یا نه و کارواش را چه کن

برچسب: نویسنده: علی حسینی تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 19:37

ساعت ششو شش دقيقه بعدالظهر ، دختر آزمون آنلاين را داد و من كلي نقاشي هاي مورد علاقه ام را سيو كردم و لحظه شماري مي كنم براي كشيدن نقاشي و صبح همسر نان سنگك تازه خريد و كله پاچه و صبح پسر را برد كلاس فيزيك و ظهر كلاس شيمي از هايپر مي خريد كرد و دختر حمام بره و پيام قرآني حفظ كنه و غلط هاي ديكته اش را بگيره و اتوي لباس نقاشي بكشم

برچسب: نویسنده: علی حسینی تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 19:37

از صبح ديروز جمعه دختر سرفه مي كرد و سرفه هاش رو مي شمورد و ساعت سه و نيم شب من رو بيدار كرد و گفت دلش درد مي كنه و شام هم بهش مي دادم دل درد داشت و عصر فرستادمش حمام و خودش را شست و دوش آب سرد گرفت م

برچسب: نویسنده: علی حسینی تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 19:37

صفحه بندی